غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
519
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
و هريك از اهل مجلس شاهى از شراب عنايات نامتناهى سرگران گشته ميل استراحت فرمود بيت چو غايب شد از ديدهء شيخ و شاب * ببزم فلك ساغر آفتاب پادشاه عاليجناب كامران و كامياب بباغ جهانآرا خراميد و پهلوى آرامش بر مسند آسايش نهاده بفراغت مشغول گرديد و بعد از روزىچند ازين بزم بارديگر خيال رزم از خاطر انور همايون سر برزد و عازم فتح ممالك ماوراء النهر گشته موكب ظفر آياب از بلدهء فاخرهء هراة متوجه ميمنه و فارياب شد سلاطين اوزبك چون از توجه سپاه نصرت يزك خبر يافتند محمد تيمور سلطان كه پس از قتل پدر در سمرقند لواء حكومت افراشته بود و عبيد اللّه خان كه در بخارا حكومت مينمود و جانى بيك سلطان كه ايالت قصبات كرمنيه و توابع به او تعلق مىدارد به يكديگر پيوسته در تدارك آن مهم قرعهء مشورت درميان انداختند و چون ميدانستند كه اگر موكب همايون پادشاه ربع مسكون از آب آمويه عبور فرمايد بك اوزبك در ديار ماوراء النهر و تركستان مجال اقامت نيابد خواطر همگنان بران قرار يافت كه دست در دامان متعابعت و فرمانبردارى زده از در عجز و نيازمندى درآيند و بوسيلهء فرستادن پيشكش و پيغام دادن سخنان دلكش ابواب عواطف پادشاهى بر روى روزگار خويش بگشايند و برينموجب عمل نموده قاصدان ايشان بتوسط امراء عاليشان شرف بساطبوسى حاصل گردانيدند و پيشكش كشيده شمهء از عجز و اضطرار سلاطين خود بعرض رسانيدند و نيز مرحمت خسروانه از مطلع ( او حسن كما احسن اللّه اليك ) طلوع نموده بر وجنات احوال اهالى ماوراء النهر تافت و جهت تاكيد قواعد عهد و پيمان خواجه كمال الدين محمود ديوان اجازت يافته همراه ايلچيان بدانطرف آب شتافت و و محمد تيمور سلطان و عبيد اللّه خان مقدم شريف خواجه كمال الدين محمود را معزز و مكرم داشته مبانى ميثاق را به قسم مستحكم ساختند كه چون پادشاه ربع مسكون اينطرف از آب بما مسلم دارد هرگز قدم از جاده خدمتكارى و فرمانبردارى بيرون ننهيم و مطيع و منقاد اوامر و نواهى درگاه شاهى باشيم و خواجه محمود ايشان را باصناف و الطاف پادشاه مرتضوى اوصاف اميدوار گردانيده مقضى المرام بحدود ميمنه و فارياب كه معسكر ظفرمآب بود مراجعت نمود و كيفيت مهمى را كه ساخته و پرداخته بود عرض فرمود و و حضرت پادشاه تاجبخش باجستان برحسب التماس محمود تيمور سلطان و عبيد اللّه خان ممالك ماوراء النهر را بديشان مسلم داشته ايالت ولايت بلخ و اندخود و شيرغان و چيچكتو و ميمنه و فارياب و مرغاب و غرجستان را به بيرام بيك فرامانى عنايت كرد و خاطر همايون ميل بمعاودت نموده روى توجه بمملكت قم آورد طره علم و ظفرپيكرش غيرت افزاى زلف معنبر هور و صداى كوس رعد آوايش چون نواى نى و عود موجب ازدياد فرح و سرور ( و الحمد اللّه الغفور و الصلاة على سيدنا محمد و آله الى يوم البعث و النشور )